چی فکر می کردند،چی شد! توصیه می کنم بخونیدش!
کربلای جبهه ها یادش بخیر...
شهید علی چیت سازیان/فرمانده اطلاعات عملیات لشکر ۳۲ انصارالحسین همدان
شهید نظر می کند به وجه الله...
بعد از نوشت۱: پنجره زیباست اگر بگذارند/چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند/من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند.
بعد از نوشت ۲: این هم پیام خواندنی یکی از خواندگان وبلاگ:
سلام این اولین بار هست که وبلاگ شما رو می بینم خیلی اهل وبگردی نیستم اما مطلب شما از طریق یکی از دوستان برام share شد
از بچگی با شهید چیت سازیان آشنا شدم هم رزم پدرم بود هر وقت چشمش به عکسشان می افتاد داستان تکراری اما شنیدنی رشادت هایشان را برای مان تعریف می کردند و گریه می کردند ،بزرگتر که شدم با شخصیت شان بیشتر آشنا شدم و مواقع دلتنگی ،در استیصال توسل و شفاعت به حبلی که او هم چنگ زده بود کودکانه می آویختم مدتی بود خیلی در بند هم نبودیم تا در روز تولدم یک کتاب از ایشان و یک پست(مطلب )شما بدستم رسید
اینجاست که آیه (شهدا را مرده نپندارید ..)برایم تداعی میشود مدتی بود از دست به ظاهر دوستن هم مرام دلگیر و خسته بودم و توفیق توسل نیز دست نمی داد که خودش به دادم رسید .اینها نشانه است،جای شما خالی دیروز گلزار شهدا قطعه ی شهدای گمنام بودیم.
شهید چیت سازیان برای من همراه و همدردیست که با همه ی اشک های نریخته ام آشناست .
التماس دعا
روز قدس را مصادره نکنند! مراقب باشید! روز قدس در قاموس حضرت روح الله چه پتانسیلی دارد !
روز قدس متعلق به انقلاب اسلامی است و از آن مناسبتهایی است که همه شعارهای انقلاب را می شود در آن به ظهور رساند. از ایستادن مقابل استکبار جهانی و اعلام وجود مستضعفین. روز برملا کردن چهره منافقین قدیم و جدید و روشنفکران فضول. روز اظهار وجود جامعه مسلمین و بالاخره و روز گفتن کلمه آخر. روزی که که باید تکلیف خیلی «چیز»ها را در آن روشن کرد. یاد خمینی به خیر که سی سال قبل(۲۵مرداد۱۳۵۸) اینچنین فرمود:
عکس: مصادره روز قدس

(«روز قدس» يك روز جهاني است. روزي نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابلة مستضعفين با مستكبرين است. روز مقابلة ملتهايي است كه در زير فشار ظلم آمريكا و غير امريكا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست. روزي است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند در مقابل مستكبرين، و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند. روزي است كه بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد. متعهدين اين روز را روز قدس ميدانند، و عمل ميكنند به آنچه بايد بكنند. و منافقين ـ آنهايي كه با ابرقدرتها در زير پرده آشنايي دارند و با اسرائيل دوستي ـ در اين روز بيتفاوت هستند، يا ملتها را نميگذارند كه تظاهر كنند.
روز قدس روزي است كه بايد سرنوشت ملتهاي مستضعف معلوم شود، بايد ملتهاي مستضعف اعلام وجود بكنند در مقابل مستكبرين. بايد همانطور كه ايران قيام كرد و دماغ مستكبرين را به خاك ماليد و خواهد ماليد، تمام ملتها قيام كنند و اين جرثومههاي فساد را به زبالهدانها بريزند. روز قدس روزي است كه بايد اين دنبالهروهاي رژيم سابق در ايران، و آن توطئهچينهاي رژيم فاسد و ابرقدرتها در ساير جاها خصوصاً در لبنان، تكليف خودشان را بدانند. روزي است كه بايد همت كنيد و همت كنيم كه قدس را نجات بدهيم؛ و برادران لبناني را از اين فشارها نجات بدهيم. روزي است كه بايد تمام مستضعفين را از چنگال مستكبرين بيرون بياوريم. روزي است كه بايد جامعة مسلمين همه اظهار وجود بكنند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به اين تفالههايي كه مانده است از آنها ـ چه در ايران و چه در ساير جاها.
روز قدس، روزي است كه بايد به اين روشنفكراني كه در زير پرده با آمريكا و عمال امريكا روابط دارند هشدار داد. هشدار به اينكه اگر از فضولي دست برنداريد، سركوب خواهيد شد! ما به آنها مهلت داديم و با آنها با ملايمت رفتار كرديم كه شايد دست از شيطنت بردارند و اگر دست برندارند، كلمة آخر را خواهيم گفت و خواهيم به آنها فهماند كه ديگر رژيم سابق قابل برگشتن نيست و ديگر امريكا نميتواند به اينجا حكومت كند، و ديگر ساير ابرقدرتها نميتوانند در اين مملكت حكومت كنند. روز قدس روزي است كه بايد به همة ابرقدرتها هشدار داد كه بايد دست خود را از روي مستضعفين برداريد و سر جاي خود بنشينيد.)
یک چیز دیگر را هم از ته دل آرزو می کنم که دکتر احمدی نژاد به کوری چشم دشمنان ، موفق و انقلابی بماند و از شرّ حلقه مکر در امان باشد. (حلقه مکر= مشایی، کردان ،رحیمی) هر چند اسم این حلقه را چیزهای دیگری هم می شود گذاشت. و صد البته یک چیز دیگر یادمان نرود که :
"ما حامی احمدی نژادیم هنوز!"
اللهم انا نشکوا اليک فقد نبينا و غيبة امامنا و کثرة عدونا و شدة الفتن بنا...
صفحه محمدحسین شادمانی یا همان رویشستان فعال شده است.
هر سال در ایام شعبان، یک دیدار در حسینیه امام خمینی انجام می شود که نگاه دوربین های صدا و سیما از آن محروم می ماند و آن هم دیدار خدمتگزاران دفتر مقام معظم رهبری با ایشان است. فرمایشات آقا در دیدار هر ساله عمدتا راجع به مراقبت در انجام وظایف کاری و تشکر از خانواده های خدمتگزاران است و البته به تناسب ایام شعبان، توصیه های اخلاقی ایشان حقیقتاً جان و دل مستعمین را حیات می بخشد.
البته امسال علاوه بر این دیدار ، دیدار دیگری نیز در حسینیه امام خمینی در ایام ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) و در جمع مداحان اهل بیت انجام شد که متاسفانه مشروح آن از تلویزیون پخش نشد و مورد الطاف سانسوری صداوسیما قرار گرفت. حضرت آقا در آن دیدار در خصوص انتخابات فرموده بودند: «الحمدلله هم انتخابات خوبی بود و هم انتخاب ، انتخاب خوبی بود.»

اما در دیدار امسال خدمتگزاران ، ایشان در مورد نصرتها و وعده های خداوند از ابتدای انقلاب اشاره کردند و به بصیرت پرداختند و ابعاد آن را تشریح کردند. چند مطلب ایشان برای بنده خیلی جذاب بود که عیناً آنها را می آورم تا همه بهره ببرند. انتخاب تیتر مطالب از خود بنده است.(حضور بنده نیز به واسطه خدمتگزاری نبود ما که این لیاقت رو نداریم به خاطر لطف دوستان بود دیگه!!)
۱- منافقین نماز شب خوان!
«بصيرت خودتان را بالا ببريد، آگاهى خودتان را بالا ببريد. من مكرر اين جملهى اميرالمؤمنين را به نظرم در جنگ صفين در گفتارها بيان كردم كه فرمود: «الا و لايحمل هذا العلم الّا اهل البصر و الصّبر».ميدانيد، سختى پرچم اميرالمؤمنين از پرچم پيغمبر، از جهاتى بيشتر بود؛ چون در پرچم پيغمبر دشمن معلوم بود، دوست هم معلوم بود؛ در زير پرچم اميرالمؤمنين دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهائى را ميزد كه دوست ميزند؛ همان نماز جماعت را كه تو اردوگاه اميرالمؤمنين ميخواندند، تو اردوگاه طرف مقابل هم - در جنگ جمل و صفين و نهروان - ميخواندند. حالا شما باشيد، چه كار ميكنيد؟ به شما ميگويند: آقا! اين طرفِ مقابل، باطل است. شما ميگوئيد: اِ، با اين نماز، با اين عبادت! بعضىشان مثل خوارج كه خيلى هم عبادتشان آب و رنگ داشت؛ خيلى. اميرالمؤمنين از تاريكى شب استفاده كرد و از اردوگاه خوارج عبور كرد، ديد يكى دارد با صداى خوشى ميخواند: «أمّن هو قانت ءاناء اللّيل» - آيهى قرآن را نصفه شب دارد ميخواند؛ با صداى خيلى گرم و تكان دهندهاى - يك نفر كنار حضرت بود، گفت: يا اميرالمؤمنين! به به! خوش به حال اين كسى كه دارد اين آيه را به اين قشنگى ميخواند. اى كاش من يك موئى در بدن او بودم؛ چون او به بهشت ميرود؛ حتماً، يقيناً؛ من هم با بركت او به بهشت ميروم. اين گذشت، جنگ نهروان شروع شد. بعد كه دشمنان كشته شدند و مغلوب شدند، اميرالمؤمنين آمد بالاسر كشتههاى دشمن، همين طور عبور ميكرد و ميگفت بعضىها را كه به رو افتاده بودند، بلندشان كنيد؛ بلند ميكردند، حضرت با اينها حرف ميزد. آنها مرده بودند، اما ميخواست اصحاب بشنوند. يكى را گفت بلند كنيد، بلند كردند. به همان كسى كه آن شب همراهش بود، حضرت فرمود: اين شخص را ميشناسى؟ گفت: نه. گفت: اين همان كسى است كه تو آرزو كردى يك مو از بدن او باشى، كه آن شب داشت آن قرآن را با آن لحن سوزناك ميخواند! اينجا در مقابل قرآن ناطق، اميرالمؤمنين (عليه افضل صلوات المصلّين) ميايستد، شمشير ميكشد! چون بصيرت نيست؛ بصيرت نيست، نميتواند اوضاع را بفهمد.»
۲- نقش عمار یاسر در وقایع اخیر!
«يكى از كارهاى مهم نخبگان و خواص، تبيين است؛ حقائق را بدون تعصب روشن كنند؛ بدون حاكميت تعلقات جناحى و گروهى و بر دل آن گوينده. اينها مضر است. جناح و اينها را بايد كنار گذاشت، بايد حقيقت را فهميد. در جنگ صفين يكى از كارهاى مهم جناب عمار ياسر تبيين حقيقت بود. چون آن جناح مقابل كه جناح معاويه بود، تبليغات گوناگونى داشتند. همينى كه حالا امروز به آن جنگ روانى ميگويند، اين جزو اختراعات جديد نيست، شيوههاش فرق كرده؛ اين از اول بوده. خيلى هم ماهر بودند در اين جنگ روانى؛ خيلى. آدم نگاه ميكند كارهايشان را، مىبيند كه در جنگ روانى ماهر بودند. تخريب ذهن هم آسانتر از تعمير ذهن است. وقتى به شما چيزى بگويند، سوءظنى يك جا پيدا كنيد، وارد شدن سوء ظن به ذهن آسان است، پاك كردنش از ذهن سخت است. لذا آنها شبههافكنى ميكردند، سوء ظن را وارد ميكردند؛ كار آسانى بود. اين كسى كه از اين طرف، خودش را موظف دانسته بود كه در مقابل اين جنگ روانى بايستد و مقاومت كند، جناب عمار ياسر بود، كه در قضاياى جنگ صفين دارد كه با اسب از اين طرف جبهه، به آن طرف جبهه و صفوف خودى ميرفت و همين طور اين گروههائى را كه - به تعبيرِ امروز، گردانها يا تيپهاى جدا جداى از هم - بودند، به هر كدام ميرسيد، در مقابل آنها مىايستاد و مبالغى براى آنها صحبت ميكرد؛ حقائقى را براى آنها روشن ميكرد و تأثير ميگذاشت. يك جا ميديد اختلاف پيدا شده، يك عدهاى دچار ترديد شدند، بگو مگو توى آنها هست، خودش را بسرعت آنجا ميرساند و برايشان حرف ميزد، صحبت ميكرد، تبيين ميكرد؛ اين گرهها را باز ميكرد.»
۳- بی بصیرتی بعضی ژنرال های اصولگرا!
«نقش نخبگان و خواص هم اين است كه اين بصيرت را نه فقط در خودشان، در ديگران به وجود بياورند. آدم گاهى مىبيند كه متأسفانه بعضى از نخبگان خودشان هم دچار بىبصيرتىاند؛ نميفهمند؛ اصلاً ملتفت نيستند. يك حرفى يكهو به نفع دشمن ميپرانند؛ به نفع جبههاى كه همتش نابودى بناى جمهورى اسلامى است به نحوى. نخبه هم هستند، خواص هم هستند، آدمهاى بدى هم نيستند، نيت بدى هم ندارند؛ اما اين است ديگر. بىبصيرتى است ديگر.»
القصه: دوستانی که دانشجو هستند و یکماه دیگه که دانشگاهها باز میشه، بصیرتی کسب کنند که عمارگونه روشنگری کنند.
نامه حضرت آقا بعد از یکهفته علنی شد و احمدی نژاد به استناد قانون اساسی مشایی را برکنار کرد. بله به استناد قانون اساسی !!!
ما که یخ کردیم ولی بالاخره احمدی نژاد با تک ماده قبول شد! اون هم تو چه درسی؟ انضباط! باورتون میشه؟
قبولی تک ماده ای برای شاگرد زرنگای مدرسه ولایت پز دادن نداره ! شرم و سرافکندگیش بیشتره والله!کنار اون نمره های 20 و 19 و 18 که تو کارنامه چهارساله احمدی نژاد هست و خیلی ها 10 هم تنونستند بگیرن این قبولی تک ماده ای یه جوراییه! تازه اگر قبولی تک ماده ای برای نمره انضباط یه شاگرد درسخون و مودب باشه.
یعنی این بچه خوب تو ادب کم آورده! ولی خوب چهار سال برای جبرانش وقت هست ! اینطور نیست؟!
این نبشته رو تکمیلش می کنم!
دیگه لزومی برای تکمیلش نیست!حرفهای جدیدی باید زد. ۱۷ مرداد ۸۸
وقتی خطبه های نمازجمعه ۱۰ سال پیش را خواندم انگار وضع همین امروز ما بود که آقا ده سال پیش تبیین کرده بودند.هر چند این وضعیت هر روزه انقلاب است یک عده از کاروان انقلاب ریزش می کنند و عده ای دیگر رویش انقلاب هستند.آری غم بزرگی است اما بشارتهای الهی زیاد است.
گزیده ای از بیانات مقام معظم رهبری در نمازجمعه۲۶/۹/۷۸
*غم بزرگ اين است كه بعضى عناصرى كه هيچ سودى در سلطه امريكا بر اين كشور ندارند، از روى غفلت و اشتباه و ضعفها و عقدهها، براى سلطه امريكا بر اين كشور تلاش مىكنند! البته اشخاص مختلفند؛ بعضيها عقدهاى دارند؛ بعضيها كينهاى دارند؛ بعضيها گلهاى از كسى دارند؛ براى خاطر دستمالى، قيصريه را آتش مىزنند؛ بهخاطر يك دشمنى و يك كينه شخصى و يك محروميت از فلان مسؤوليت كه مايل بوده به او بدهند و مثلاً نشده و بهخاطر يك اشتباه در فهم، مىبينيد كه حرفى مىزنند، اقدامى مىكنند، موضعى مىگيرند و كارى مىكنند كه به ضرر تمام مىشود و در خدمت دشمن قرار مىگيرند!
**دل انسان غمگين مىشود و مىشكند بهخاطر اينكه چرا كسانى كه نان انقلاب را خوردند، نان اسلام را خوردند، نان امام زمان را خوردند، دم از امام زمان زدند، دم از ائمّه معصومين زدند، حالا طورى مشى كنند كه اسرائيل و امريكا و سيا و هركسى كه در هر گوشه دنيا با اسلام دشمن است، برايشان كف بزنند! اين، انسان را غصّهدار مىكند. ولى به شما عرض كنم، بشارتهاى الهى اينقدر زياد است كه هر غمى را از دل پاك مىكند. بشارتهاى الهى خيلى زياد است. نبايد خيال كرد كه اگر چهار نفر آدمى كه سابقه انقلابى دارند، از كاروان انقلاب كنار رفتند، پس انقلاب غريب ماند. نه آقا، همه انقلابها، همه فكرها، همه جريانهاى گوناگون اجتماعى، هم ريزش دارند، هم رويش دارند؛ ريزش در كنار رويش.
***شما به صدر اسلام نگاه كنيد، ببينيد آن كسانىكه در دوران غربت اسلام و غربت على، از اميرالمؤمنين دفاع كردند، چه كسانى بودند؟ اينها سابقهداران اسلام نبودند. سابقهداران اسلام، جناب طلحه و جناب زبير و جناب سعدبنابى وقّاص و امثال اينها بودند. بعضى از اينها على را تنها گذاشتند؛ بعضى از اينها در مقابل على ايستادند. اينها ريزشها بودند. اما رويش كدام است؟ رويش، عبداللَّهبنعبّاس است؛ محمّدبنابىبكر است؛ مالك اشتر است؛ ميثم تمّار است. اينها رويشهاى جديدند. اينها كه در زمان پيامبر نبودند؛ اينها در همان دوران غربت اسلام روييدند؛ اينها نهالهاى تازهاند. شما ببينيد يك مالك اشتر در همه تاريخ اسلام چقدر مؤثّر است. بله؛ ممكن است كسانى ريزش پيدا كنند كه البته مايه تأسّف است. وقتى به اميرالمؤمنين شمشير زبير را دادند، گريه كرد. همانطور كه گفتم، غصّه دارد. غصّه دارد كسانى ريزش پيدا كنند كه يك روز پاى سفره انقلاب، پاى سفره امام زمان، پاى سفره اسلام و قرآن نشستند و نان و نمك اسلام را خوردند؛
****اما در كنار آن ريزشها، مالك اشترها هستند؛ عبداللَّهبنعباسها هستند. اميرالمؤمنين هرجا در ميدانهاى جنگ احتياج به زبان داشت، عبداللَّهبنعباس مىرفت و اميرالمؤمنين را يارى مىكرد. هرجا احتياج به شمشير داشت، مالك اشتر بود. مثل مالك اشتر، مثل عبداللَّهبنعباس، مثل محمّدبنابىبكر - مثل اين رجال - نه يكى، نه ده نفر، نه هزار نفر كه هزاران نفر بودند. اينطور نيست كه شما خيال كنيد حالا چهار نفر آدمى كه از راه برگشتند و نيرويشان تمام شد، معنايش اين است كه نيروى اين گردونه عظيم تمام شده است. نه آقا؛ بعضيها در بين راه قوّهشان تمام مىشود. بله؛ ضعيفترها وسط راه آذوقهشان تمام مىشود. يك نفر از مشهد حركت كرده بود كه با كاروانى به كربلا برود. به خواجه اباصلت كه رسيدند - كسانى كه به مشهد رفتهاند، مىدانند كه خواجه اباصلت كجاست - گفت ما كه خرجيمان تمام شد! بعضيها خرجيشان در خواجه اباصلت تمام مىشود؛ بعضيها خرجيشان بين راه تمام مىشود؛ بعضيها دو سه كيلومتر مىآيند، بعد خرجيشان تمام مىشود! اين همان ارتجاع و برگشتن است. اين افتخار نيست؛ اين ننگ است؛ اين بريدن است؛ اين از راه ماندن است؛
۱- فتنه را به آزمودن و ابتلا (بقره، آیه 102) و سختی و رنج (حج، آیه 11) معنا کرده اند. فتنه متناسب با وسعتش افرادی را در بر می گیرد، در رنج سختی فرو می کشد و به آزمون مبتلی می سازد. می گویند فتنه های آخرالزمان بقدری فراگیر هستند که هیچ کس نمی تواند از آنها فرار کند و به بیابان ها سر بگذارد یا در غار ها خود را گم کند.
۲- حالا هم جمهوری اسلامی دچار یک آزمون و ابتلای الهی شده است. پرده دار شمشیر می زند همه را!. فتنه های پیش آمده اخیر که با انتخابات ریاست جمهوری آغاز شد به نظر می رسد از جنس همان فتنه های آخرالزمانی است که همه باید محک زده شوند و هر آنچه در چنته دارند رو کنند. تا حالا هم همینطور شده است. خیلی ها خودشان را رو کرده اند. آخرین رو شده هم از سابقه دار ترین انقلابی ها بود که ناخواسته یا خواسته در این فتنه خودش را رو کرد. از زمان شور و حال انتخابات و تا حالا که یکماه بیشتر از ۲۲ خرداد می گذرد خیلی ها باطن خود را رو کرده اند. از سابقه دارترین ها تا کم سابقه های گودنشین و محافظه کار تا همه و همه!!
۳- مشایی معاون اول احمدی نژاد شد و با این اتفاق صدای خیلی از قبیله ولایت پذیر مومن به انقلاب در آمده است. با اطلاع از مشی و رویه و آنچه از مواضع مقام معظم رهبری سراغ داریم یقین داریم که ایشان نخواهند گذاشت کشتی عدالت خواهی که خود سکاندار آن بوده اند با این حرکت ها به گل نشیند.
۴- ماجرای انتصاب مشایی نیز بخشی از فضای پیش آمده است. حالا دیگر احمدی نژاد هم باید در معرض آزمون و ابتلا قرار گیرد. آزمونی که خیلی از سابقه دارهای انقلاب و اسلام در آن کم آوردند.اما امید ما به احمدی نژاد و ولایت پذیری او بالاست. به همان والایی و بالایی که به نفاق خیلی ها ایمان داریم.
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
۲- نماز جمعه ۲۶تیر بیش از هر چیز اثبات مدعای احمدی نژاد در محوریت هاشمی در جبهه ضد دولت بود. جمعه گذشته موسوی ، کروبی و رضایی هم آمده بودند و خیلی هایی که در لانه عنکبوتی آقای هاشمی جاخوش کرده اند.
۳-- نماز جمعه نفاق گویای آرایش سیاسی جدیدی تحت عنوان جبهه مومنین به انقلاب و منافقین بود. خیلی ها نماز اولی و خیلی های دیگر نمازجمعه اولی بودند. آموزش نمازجمعه سایت های ضد انقلاب هم نتوانسته بود آنها را به آداب نماز جمعه وارد سازد.
۴- جبهه نفاق خیلی دوست دارد به مقدسات تمسک کند. شال سبز ، بهره گیری از عنوان سید مظلوم ، الله و اکبر های شبانه و حالا نمازجمعه.
۵- جریان نفاقی که با نور ولایت رو به خاموشی است این روزها بیشتر از هر چیز دیگری برای ادامه حیات زور زورکی به زمان نیاز دارد و هاشمی آمد تا برای این جریان زمان بخرد. علیرغم آن همه تبلیغ برای نمازجمعه ۲۶تیر که آن را نماز وحدت خوانده بودند اما هاشمی نشان داد نمی خواهد قضایا تمام شود و همچنان دوست دارد محور این جریان باشد. اما این بار او محوریت ضد دولت نیست بلکه محوریت جریان نفاق است و دیگر پشت پرده نمی ماند بلکه روی صحنه آمده ست!
۶- با آن خطبه های کذایی که هاشمی در خطبه اعتقادی و هم خطبه سیاسی گل کاشت جریان نفاق حالا حالا ها می خواهد مانور بدهد. از زیر سئوال بردن مشروعیت دولت تا مشروعیت نظام و نهادهای آن و البته با توسل به قرآن و سنت خودشان.
۷- و ... "ان اوهن البیوت لبیت العنکبوت" (سوره مبارکه عنکبوت-۴۱)